مرتضى مطهرى
287
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
بگويم نيستند . بسيار چيزهاست كه ما را از فهم اين مطلب مانع مىشود . اولين آنها تاريكى خود موضوع است ، و ديگر اينكه عمر آدمى كوتاه است . » « 1 » سارتون مىگويد : « همين مطلب باعث شد كه كتابهاى او را در سال چهارصد و يازده پيش از ميلاد در وسط ميدان شهر سوزاندند و اين نخستين نمونهء ثبت شدهء كتابسوزى در تاريخ است . » « 2 » و اما داستان ممنوع بودن تأليف و تصنيف در جهان اسلام كه در آغاز وسيلهء خليفهء دوم اعلام شد و تا صد سال ادامه يافت ؛ اين داستان نيز شنيدنى است . هرچند ما در بخش سوم اين كتاب كه به بيان خدمات ايرانيان به اسلام مىپردازيم ، در بخش خدمات فرهنگى تحت عنوان « تدوين و تأليف از كى شروع شد ؟ » دربارهء اين مطلب توضيح خواهيم داد ولى ناچاريم در اينجا اشاره كنيم كه آنچه به خليفهء دوم منسوب است ، مربوط است به كتابت احاديث نبوى . از صدر اسلام ميان عمر و بعضى صحابهء ديگر از يك طرف ، و على عليه السلام و بعضى صحابهء ديگر از طرف ديگر در تدوين و كتابت احاديث نبوى اختلاف نظر وجود داشت . گروه اول كه عمر در رأس آنها بود استماع و ضبط و نقل احاديث را بلامانع مىدانستند ، اما كتابت و تدوين آنها را مكروه مىشمردند به عذر اينكه با قرآن مشتبه نشود و يا اهتمام به حديث جاى اهتمام به قرآن را نگيرد ، ولى گروه دوم كه على عليه السلام در رأس آنها بود از آغاز به كتابت و تدوين احاديث نبوى تشويق و ترغيب كردند . عامه به پيروى از خليفهء دوم تا يك قرن به تدوين حديث نپرداخت ، اما پس از يك قرن عامه نيز از نظر على عليه السلام پيروى كرد و نظر عمر منسوخ گشت ، و به همين جهت شيعه يك قرن پيش از عامه موفق به جمع و تدوين حديث شد . پس مطلب اين نيست كه تصنيف و تأليف در ميان عرب مطلقاً و دربارهء هر موضوع ممنوع بوده است و مردمى كه به خودشان اجازهء تأليف و تصنيف نمىدادند ،
--> ( 1 ) . تاريخ علم ، ترجمهء احمد آرام ، ص 271 . ( 2 ) . همان .